میبد نوین

صفحه اصلی   |   یزد / میبد   |   تماس با ما   |   درباره ما   |   آرشیو   |   جستجو   |   پیوند ها   |   RSS
رویکرد سیستمی در مددکاری اجتماعی
كد خبر: 66916 تاريخ انتشار: ۱۳۹۳ يکشنبه ۱۵ تير تعداد بازديد: 2161

هسته اولیه نظریه سیستم ها زیست شناسی است و از علوم طبیعی وارد حوزه های علوم انسانی شده است و با تشخیص سیستم های اجتماعی به عنوان سیستم های باز به عملکردهای مددکاری اجتماعی نیز منتقل شده است. از اولین افرادی که تئوری سیستم ها را در مددکاری اجتماعی به کار گرفتند، پین کیوز و میناهین بودند. اما نگرش آنها توسط اسکپت و ویکری در بریتانیا توسعه پیدا کرد. آنها رویکرد منسجمی در این زمینه به رشته تحریر در آوردند. تاکید آنها بر این بود که اگر سیستم های اجتماعی دقیقا به عنوان سیستم های باز تحلیل می شوند پس این امکان وجود دارد که رویکردهای مددکاری اجتماعی شیوه کار خویش را به صورت جدید چارچوب بندی کنند. در این زمینه تاکید صرفا بر تغییر فرد نیست بلکه سایر بخش های سیستم اجتماعی فرد نیز می تواند هدف تغییر باشند. اما در واقع تغییر از این نیز گسترده تر است. میناهین و پین کیوز چهار سیستم را در مددکاری مشخص کردند:

سیستم کنشگر تغییر: مددکار اجتماعی موسسات مددکاری، خط مشی های اجرایی آن.

سیتم مددجو: افراد و شبکه های آنان، خانواده، جامعه و سایر گروه هایی که تغییر سیستم کنشگر به آنان مربوط می شود.

سیستم اهداف: بخش هایی که سیستم کنشگر تغییر، به سمت آن حرکت می کند.

سیستم اقدام: افرادی که با سیستم عامل یا کنشگر تغییر برای دستیابی به اهداف کار می کنند.

امکان دارد سیستم عامل تغییر سیستم اهداف و سیستم اقدام با یکدیگر مشابه باشند. در این صورت الزاما فرد نمی تواند عامل مشکل باشد. بلکه می توان تعاملات فرد را با بخش های مختلف سیستم به عنوان علت مشکل مورد توجه قرار داد. حتی ممکن است فرد تحت تاثیر جامعه قرار گرفته باشد. بنابراین رویکرد سیستمی راه را برای تجزیه و تحلیل هایی باز می کند که مددکار را تشویق می نماید در دیدگاه خود نسبت به شرایط روشی خلاقانه تر برگزیند. این مساله برای مدیریت مراقبت اجتماعی مناسب است که بر شخص، شرایط، مشکلات، توانمندی ها و امکانات متمرکز است.

در تئوری سیستم ها مراحلی از تغییرات برنامه ریزی وجود دارد که شامل حل هر مشکل در زمان است و نیاز به مهارت های تجزیه و تحلیل تعاملی دارد. از جمله مهارت های مداخله، ارزیابی، مشاوره و .....

 در تئوری سیستم ها مهارت های علمی به هشت قسمت متفاوت تقسیم شده است: ارزیابی مشکلات، جمع آوری اطلاعات، شروع برقراری ارتباط، مذاکره در جهت انعقاد قراداد، شکل دهی سیستم های اقدام، آزمون تاثیرات، خاتمه دادن به تلاش های مربوط به تغییر(کالشد، 1379: 49).

مددکار همیشه دو مددجو دارد: مددجو و سیستم. بسیاری از اصول در کار با یکی از این دو مددجو می تواند در کار با دیگری کاربرد داشته باشد. کار با سیستم ها که یک عنصر اساسی در تمام فعالیت ما است. مددکار اجتماعی را به عنوان یک حرفه منحصر به فرد مشخص می کند. هرن: اگر اصولی وجود داشته باشد که بتواند به طور عام برای سیستم ها به کار رود و اگر افرد، گروه ها و سازمان ها و جوامع را بتوان به عنوان سیستم در نظر گرفت، پس مجموعه این اصول می تواند جای خود را در یک نظریه عملی جا دهد. این نظریه می تواند چارچوب مشترکی را برای درک و تصور از افراد، گروه ها و سازمان ها و جوامع به عنوان مددجویان فراهم کند یا همچون ابزاری به کار گرفته شود(کالشد ،1379 : 696).

هرن: باید آگاهی مان را از یک سطح سیستم برای شناخت سطوح دیگر سیستم به کار بریم. هنگامی که نگرش سیستم ها در چارچوب نظریه مددکاری اجتماعی تلفیق شود تمام سطوح سیستم ها به صورت پویا در نظر گرفته می شود(کالشد، 1379: 698)

منبع:

کالشد، ورنیکا. اورم، جوون. ساختار نظری و عملی مددکاری اجتماعی، ترجمه فریده همتی، چاپ اول، انتشارات کلک مشکین، 1379

گردآورنده: مریم رشیدیان میبدی مسئول فنی کلینیک مددکاری اجتماعی مهر پویا

.

 

 

 

نظرات بینندگان
نام:
ايميل:
* نظر: